|
.....تسلیت قلب صبورم.......
|
گفتي عروسکت بگم مترسکم زياديته
گريه و آه ونالتم ادا اصول و بازيي
دم از رفاقت مي زدي تا تو ازآب ذر اومدي
سگ از تو با وفاتره به ساده گيم نارو زدي
اين دفه کور خوندي عزيز اشکاي تمساحت و نريز
خونت و آخر ميريزم يه جا با يه خنجر تيز
برو ديگه نبينمت مشق شباما خط زدي
هر چي حاليت نيست عوضش پيچوندن و خوب بلدي
برو صداتا نشنوم لجم ميگيره از صدات
بورو يه جايي که ديگه نگام نيوفته تو نگات
گفتي خراب تو بشم خونه خراب تو شدم
آتيش به زندگشم زدي نقش براب تو شدم
من که واست ساده بودم به خاکي اوفتاده بودم
خير از جونيت نبيني نگو که دل داده بودم
موندم چه جوري جون ميدي عمراً حلالت نکنم
هر چي که نفرين بلدم نثار روحت مي کنم
يه تاقه پارچه مشکي
يه آگهي ي يه ترحيم
يه دست گل روي دري هميشه بسته
يه قاب عکس رو ديوار
ساعت هميشه خوابيده
گلدون پنجرم که دل شکسته
يه مرد بي هوييت يه تامه ي وصييت
يه حلقه توي دست مرد خسته
رفتي وجات خالي شد تو خونم
آتيشات باز کشيدي به جونم
ميدونم مه حرفاي قشنگت
چيزي نيست جزاشکي رو گونم
آخ
بازم داغت کوبيد توسينم
يادتو چه قده دل شيرينه
خدايا کاري کن از بهشتت بتونه اشکامو ببينه
يه عشق نيمه کاره
اشکاي باز دوباره
يه قبر بي ستاره
مييون يه شهر
آه
يه سيني خرما از سنگ
يه آدم غريبه
سرد ولي ميسوزه باز توي تب
جاي لباش رو لب هاش
رفت ونشست سر جاش
زد زيره گريه با يک بوسه از لب
رفتي جايي که کسي نديدت
زندگي دنيا همش فريبه
شکوه از بيراهه هاي غربت
ميدونم اينجاهم غريبه
يادت واست جون مي سپردم
الکي تو آغوشت مي مردم
ولي تو فقط يک دفه مردي
که بگي ديگه بازي وبردم
نمي گم عاشقم باش
نمي گم مال من باش
حتي ازت نخواستم
با اين و اون تو کم باش
نمي گم به تو برگرد
نمي گم از دلم چي
تو اين دنيا ي ناتو
نمي خوام ازتوهيچي
زدي بپيچي ببازي
جيکم درنيومد
تو ي انگشت دستم
اگه چيزي بود دراومد
ولي بازم دمت گرم
اگه دلي بود شکوندي
نگفتي من بميرم
نگفتي نه نموندي
اگه حرفاي ساده
برات گرون تموم شد
تو مثل من نسوختي
من عمرم حروم شد
ولي بازم ملالي
اگرچه من شکستم
با اين دل شکسته ام
بازم من يکي هستم
.jpg)